روش تدریس معلّم و راه کارهایی برای تقویت آن در آموزش مؤثّر


+ دستورالعملهایی برای اثر بخشی معلمان در فرآیند تدریس

* ایجاد فرصت برای یادگیری:

1- در مورد ایجاد فرصت برای یادگیری باید از ارزیابی های دوره ای صورت گیرد به ویژه در مورد آن دسته از موضوعاتی که تماماً و یا اساساً در مدرسه یاد گرفته می شود.

2- اگر دانش آموزان برای یادگیری دروسی که مهم و اساسی فرض شده است فرصت اندکی دارند تلاشها و فعالیتها باید در جهت افزایش فرصتهای یادگیری صورت گیرد.

* تکلیف درسی:

1- تکالیف درسی واگذار شده به دانش آموزان نه تنها باید بر مبنای ارتباط تکلیف با اهداف و مقاصد انتخاب گردد بلکه باید متناسب با خود دانش آموزان نیز باشد یعنی اینکه تکلیف بایستی توازن و هماهنگی ظریف و پیچیده میان اهداف و مقاصد معلم و سطح معمول دانسته ها و مهارتهای دانش آموز را منعکس کند.

2- تکلیف شامل تکلیف خانه باید بر مبنای منظم و مداوم به دانش آموزان داده شود.

باید این تکالیف در اوقات اضافی به دانش آموزان داده شود تا آنچه از پیش یاد گرفته اند عمیقاً فرا گرفته و یا تمرین کنند. در بعضی از خانواده به این تکالیف اهمیت نمی دهند یا قادر به کمک کردن نیستند بنابراین بهره و استفاده دانش آموزان کاهش می یابد بنابراین معلمان باید اطمینان یابند که دانش آموز نسبت به چگونگی انجام تکالیف خود آگاهی دارد.

3- دانش آموزان باید در مقابل انجام تکلیف، شیوه و کیفیت آن پاسخگو باشند. در حقیقت معلمان باید اطمینان یابند که دانش آموزان قبل از آن که به آن ها اجازه داده شود که خودشان کار کنند از دانش و مهارتهای مورد نیاز جهت انجام کیفی تکالیف مورد انتظار برخوردارند.

4- معلمان باید به هنگام فعالیت کلاسی بر کار دانش آموزان نظارت داشته باشند و همچنین به یک یک دانش آموزان و یا گروه های کوچک آن ها به گونه ای کمک کنند که مزاحم سایر دانش آموزان نباشند.

5- معلمان باید از اطلاعات بدست آمده از تکالیف دانش آموزان نه تنها برای ارزشیابی آنان استفاده کنند بلکه همچنین بر اساس آن ها آموزشهای اضافی را نیز به منظور رفع اشتباهات یادگیری و بد فهمی های دانش آموزان تدارک ببینند.

محیط و فضای کلاس:

بیشتر کارآموزش در همه کشورها در کلاس درس انجام می گیرد بنابراین معلمان هنگام تدریس در کلاس باید حتما تمامی تدریس خود را به طرف گروه دانش آموزان هدایت کند. حتی زمانی که آن ها با دانش آموزان به طور انفرادی کار می کنند باید از فعالیتهای سایر افراد گروه یا کلاس آگاه باشند. از طرف دیگر بهره ای که دانش آموزان از این تدریس گروه- مدار یا دیگری دارند تا اندازه زیادی به ویژگیهای منحصر به فردی بستگی دارد که هر یک از دانش آموزان با خود آن را به کلاس درس می آورند. معلمان برای ایجاد کلاسهای اثر بخش می توانند محیط فیزیکی و روانی کلاس و یا هر دو را اصلاح و دگرگون سازند.

محیط فیزیکی، تدریس و یادگیری:

محیط فیزیکی کلاس درس شامل متغیرهایی مانند نظم و ترتیب کلاس (نبت 1987) تجهیزات و مواد آموزشی (آین لی 1987) تعداد دانش آموزان (کلاس 1987) و نحوه نشستن دانش آموزان (وینسیتن 1987) است.

محیط و فضای کلاس بیشتر به گونه غیر مستقیم با یادگیری دانش آموزان مرتبط است یعنی محیط و فضای کلاس برافرادی که در آن هستند تاثیری می گذارد. (هم معلمان و هم دانش آموزان) در واقع بر محتوا و میزان یادگیری واقعی دانش آموزان تاثیر می گذارد.

محیط روانی، تدریس و یادگیری:

تاثیر مستقیم محیط روانی کلاس بر روی یادگیری دانش آموزان به عنوان یک عامل مهم دارای پشتوانه تجربی زیادی است.

محیط روانی کلاس را به عنوان جو و یا فضای توصیف می کند، که بالقوه همانند یک گروه اجتماعی بر آنچه که دانش آموزان یاد می گیرند تاثیر می گذارند.

سه عنصر محیط روانی که مربوط به یادگیری دانش آموزان است عبارتند از: عاطفه، وظیفه، سازماندهی، معملمان اثر بخش با ترکیب این سه عنصر قادر به ایجاد و آفرینش کلاسهایی خواهند بود که در نظر دانش آموزان وجهه ای جذاب، وظیفه مدار و کاملا سازمان یافته دارد.

کلاسهای جذاب: کلاسهایی هستند که در آن دانش آموزان متوجه گونه ای احترام متقابل میان خود و معلم می شوند روابطی مثبت و مبتنی بر همکاری و مشارکت میان دانش آموزان حاکم است و در نهایت در چنین کلاسهایی آنها از رضایت و خرسندی درونی بیشتری بهره مند می شوند.

کلاسهای وظیفه- مدار: کلاسهایی هستند که دانش آموزان در آنها اهداف مشخص را مورد توجه و پیگیری قرار می دهند که باید در قبال تحقق آن پاسخگو نیز باشند در این کلاسها زمان قابل توجهی برای دستیابی به این اهداف صرف می شود. کلاسهایی کاملا سازمان یافته است که دانش آموزان در آنها باور کرده اند که انتظارات رفتاری و یادگیری به خوبی روشن است و ساختار مناسبی نیز برای هدایت رفتار و یادگیری فراهم شده است.

دستورالعملهایی برای افزایش اثر بخشی معلمان در محیط و فضای کلاس:

1- معلمان باید کلاسهای درس جذاب و عملکردی را بیافرینند. بخشی از این منظور به در اختیار گذاشتن تجهیزات و وسایل لازم و ضروری مربوط است.

2- معلمان باید کلاسهای درس وظیفه- مدار را بیافرینند.

در این کلاسها معلمان و دانش آموزان دارای کارا و فعالیتی برای انجام دادن هستند انجام این فعالیتها و دستیابی به اهداف مربوط به آن همیشه در اندیشه دانش آموزان و معلمان است. در این کلاسها فرصت های فراوانی برای کار و بازی دیده می شود. زیرا در این کلاسها بر آنچه که تحقق یافته اند آنچه که انجام شده تاکید می شود.

3- معلمان باید کلاسهایی را ایجاد کنند که در آن توجه و احترام متقابل میان آنها و دانش آموزان و نیز همبستگی لازم در بین دانش آموزان وجود داشته باشد.

سازماندهی و مدیریت کلاس درس:

سازماندهی کلاس: به نظم و ترتیب درس و اجتماعی دانش آموزان در کلاس درس اشاره می کند. در کلاس درس با دانش آموزانی مواجه ایم که توانایی و میزان پیشرفت آن ها با یکدیگر مشابه و یا کاملا متفاوت است معلمان می توانند در این کلاسها درس دهند و با همه دانش آموزان یا با گروههای کوچک دانش آموزی و یا با یک به یک دانش آموزان کار کنند. همچنین معلمان در این کلاسها می توانند از آنها انتظار داشته باشند که به تنهایی یا با هم کار کنند.

مدیریت کلاس: به روشهایی مربوط است که معلمان به مدد ان ها رفتار اجتماعی مثبت و مناسب دانش آموزان را بهبود می بخشد و رفتار های مخرب آن ها را مورد بررسی قرار می دهند. در این مورد دو جنبه اصلی مدیریت کلاس شناسایی شده است: جلوگیری از مشکلات رفتاری و واکنش در برابر آن ها مفهوم اخیر مدیریت در کلاس بیشتر با عنوان «انضباط» مشخص می شود.

دستورالعملهایی برای اثر بخش تدریس معلمان

سازماندهی کلاس درس:

1- زمانی که محتوای جدیدی به دانش آموزان ارائه می شود آموزش همه و یا اکثریت بر آموزش انفرادی یا گروه اندکی از دانش آموزان ارجحیت دارد.

2- هنگامی که باید از یادگیری کامل همه شاگردان اطمینان یابیم، گروههای کوچک کلاسی باید تشکیل شود.

3- وقتی که گروههای کوچک شکل گرفتند دانش آموزان در همه گروهها باید از آموزش کیفی بالایی برخوردار شوند به ویژه مطالب محتوا ارائه شده به شاگردان باید چالش انگیز باشد.

4- تشکیل گروههایی از دانش آموزان که توانایی های متفاوتی دارند (به جای توانایی های مشابه) می تواند برای دانش آموزان هم از نظر ارائه کمک های لازم و هم از نظر معرفی الگوهای موفق موثر واقع گردد.

5- معلمان باید هنگام کار با گروههای کوچک از وضعیت بقیه دانش آموزان کلاس کاملا آگاه باشند و اقدامات لازم را به منظور فعال نگهداشتن ایشان در جریان یادگیری و کار کلاسی تدارک ببینند. به علاوه در مورد دانش آموزان خارج از گروه دادن تکالیف وسایل تفکر برانگیز گوناگون و جاذب که نتایج و جوابهای مشخصی دارند می تواند نیاز به توجه همیشگی معلم را به آنها کاهش بدهد.

مدیریت کلاس:

1- معلمان به منظور آن که زمان غیر آموزشی در کلاس را به کمترین مقدار برسانند باید درس را در وقت مقرر شروع و تمام کنند و وقفه های بین فعالیتهای کلاس را به کمترین حد برسانند قواعد و قوانین معنادار و کارآمدی را تدوین و اجرا کنند و کلاس را چنان نظم بخشند که رفتارهای مخرب شاگردان را هر چه بیشتر کاهش دهند.

2- استانداردهایی برای رفتار کلاسی مناسب باید از اول سال یا شروع دوره جدید نوشته و گوشزد شده و هر از چند گاهی اصلاح گردد.

3- معلمان باید رفتارهای مثبت و اجتماعی ارزشمند را به ویژه در مورد شاگردان بدرفتار تقویت کنند.

4- تنبیه و مجازات مناسب و عادلانه باید برای رفتارهای نا مناسب همه دانش آموزان به کار رود.

5- معلمان باید توانایی القا و انتقال مفاهیم زیر را به دانش آموزان داشته باشند.

الف- از آنها انتظار شرکت در کلاس به منظور همکاری در امور مهم کلاسی را داشته باشند. (آگاهی گروهی)

ب- همیشه و در همه حال بدانند که در کلاس چه می گذرد. (با آن بودن)

ج- قادر باشند که در یک زمان به چند مقوله یا پدیده رسیدگی کنند (ارتباطات چندگانه)

د- از هدف اصلی درس که توسط معلم هدایت می شود دور نشوید. (تحرک گروهی)

هـ - باور داشته باشند که دانش آموزان برای یادگیری و کیفیت کارشان مسئولند. (پاسخ دادن)

ساختار دروس:

تدریس از یک جهت با وجهه اجتماعی کلاس و از جهت دیگر با وجهه علمی هر درس مواجه است یک درس بطور سان شامل توالی و فعالیتهایی است که در یک کلاس و یک دوره زمانی محدود برای دستیابی به اهداف از قبل تعیین شده انجام می شود. بنابراین هر درس دارای 3 ویژگی است:

الف- فعالیتها                        ب- هدف                        ج- توالی و دوره زمانی

فعالیتها:

تعداد فعالیتها در بیشتر کلاسهای درس زیاد نیست شامل سه قسمت می باشد: درس دادن- کار و بازی- اداره کلاس

درس دادن: شامل فعالیتهایی است که معلم مفاهیم و اطلاعاتی را به طور مستقیم برای گروهی از دانش آموزان مطرح می کند (به عنوان مثال سخنرانی برای کلاس، رهبری مباحث کلاس) و یا وسایل دیگری را برای ارایه مفاهیم و اطلاعات به دانش آموزان به کار می برد. (مانند نمایش فیلم یا اسلاید)

کار و بازی: فعالیت هایی است که از دانش آموزان انتظار می رود به تنهایی یا همگی به انجام تکلیف یا کاری بپردازند و یا با یکدیگر بازی کنند. دانش آموزان محور اساسی در فعالیت اند هر چند معلم در این فعالیتها به کمک دانش آموزان می شتابد.

شیوه اداره کلاس: شامل فعالیتهایی در ارتباط با اداره کلاس درس است. برای مثال برلاینر (ص 4، 1983) تدبیر کلاس (شیوه ی اداره ی کلاس) را به عنوان هر نوع فعالیتی توصیف می کند که دانش آموزان از وقایع روزانه آگاه می شوند و با آدابی همراه است.

هدفها: طرحهای بسیاری برای طبقه بندی فعالیتها با توجه به اهداف مورد نظر پیشنهاد شده است معروف ترین طرحهای مربوط به طبقه بندی اهداف عبارت است از: طبقه بندی اهداف شناختی (بلوم و دیگران، 1956) اهداف عاطفی (کراتول و همکاران، 1964) ورانی – حرکت (هارو 1972) این طرحها اساساً مبتنی بر تجزیه و تحلیل اهدافی است که معلمان برای دانش آموزان تعیین کرده اند.

البته توضیح هدفها در قسمت طبقه بندی هدفهای آموزشی بلوم گفته شده لازم به ذکر نیست.

توالی و دوره زمانی: از آنجایی که همه فعالیتها به طور همزمان نمی تواند در کلاس درس اتفاق افتد لذا باید به امر توالی توجه کرد که در قالب آنها فعالیتها انجام خواهد شد. همچنین زمان صرف شده برای یک فعالیت بایستی در نظر گرفته شود.

دستورالعملهایی برای اثر بخش معلم:

1- دانش آموز بایستی در جهت دروس خود قرار داده شوند. در بعضی اوقات در شروع هر درس باید به دانش آموزان برای یادگیری درس جهت داده شود. اهداف یا مقاصد درس بایستی در طی این دوره جهت دهی هر زمان به زبانی ساده به دانش آموزان گفته شود.

2- ارائه مطالب درسی به دانش آموزان باید کاملاً روشن و دقیق باشد. هدف اساسی از ارائه دقیق مطالب به دانش آموزان آن است که ایشان بر اهداف درسی خود تسلط یابند.

3- دامنه و میزان درک دانش آموزان از موضوع ارائه شده و این که آنها می توانند به درستی آن را به کار برند باید به طور دوره ای و منظم مورد نظارت و کنترل قرار بگیرد.

معلمان می توانند پرسشهایی از اهداف و موضوع درس از دانش آموزان داشته باشد و یا تمرین یا مساله ارتباط با هدف درس مطرح کند بطوری که دانش آموز بتواند در گروه کوچک و یا یک به یک حل کنند.

4- پس از آن که معلمان به گونه ای منطقی فهمیدند که دانش آموزان درس را آموخته اند و به هدف آن رسیده اند آن گاه است که باید فرصتهای مناسبی را به آنها بدهند تا ایشان آموخته های خود را تمرین کنند.

5- دانش آموزان باید در هر مرحله از درس از پیشرفتهای خود آگاه شوند و خطاها و بد فهمی های آشکارشان پیش از زیاد شدن و مزاحمت برای یادگیری های بعدی اصلاح شود.

6- دروس باید از سوی معلمان به عنوان بخش هایی از واحدهای بزرگتر آموزشی بررسی شود معلمان و دانش آموزان که درس را یک وسیله اساسی یادگیری می پندارند چه بسا به جای دیدن جنگل به مشاهده درختان بسنده کنند همان طور که فصلهای یک کتاب درسی برای افزایش یادگیری از یک درس مهمتر است یک واحد آموزشی در کلیت خود مهمتر از یک یک اجزای آن است.

دستورالعملهایی برای افزایش اثر بخشی معلمان در مشارکت و موفقیت دانش آموزان:

1- معلمان باید معیارهایی را برای موفقیت مشخص کنند و دانش آموزان باید بدانند که معلمان در امر یادگیری از آنها چه انتظاری دارند.

2- دانش آموزان را باید برای تلاششان در یادگیری تشویق کرد.

3- باید دانش آموزان را برای راهبردهایی به منظور یادگیری یاری کرد آنچه در این مورد مهم است آموزش راهبردهایی است که دانش آموزان را در به یاد آوردن و به کار بردن آموخته های خود کمک می کند.

4- معلمان باید وضعیتی را در کلاس ایجاد کنند که همراه با «قدرت نگهدارندگی» باشد دانش آموز را قادر می سازد تا به طور مستمر در امر یادگیری مشارکت کند.

5- معلمان باید به هنگام تدریس از فنونی گیرند که توجه دقت و مشارکت دانش آموز را در برداشته باشد.

6- زمانی که دانش آموزان در جای خود به انجام تکلیف می پردازند معلمان باید در کلاس قدم بزنند و نحوه انجام تکلیف را نظارت کنند.

7- معلمان باید علاقه و توجه خود را به دانش آموزان به طور شفاهی و غیر شفاهی ابراز کنند مانند توجه داشتن یکسان به همه دانش آموزان نگاه کردن به آنها و لبخند زدن و اشاره کردن در موارد خاص.

نویسنده : رازمندصوفی ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱۱
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک